سرای فردا

 

وبلاگ جدید

سلام. به دلیل مشکلاتی که با پرشین یلاگ داشتم رفتم به http://sarayefarda.blogfa.com/ 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٢/۱٦ - علی

 

سلام. مدتی هست که لپ تاپ جدیدی گرفتم، تحت ویندوز ویستا. این سیستم متاسفانه قادر به نمایش وبلاگم نیست. نمی دونم چرا؟ سرعت پایین اینترنت، شکل جدید پرشین بلاگ و گرفتاریهای کاری و ... باعث شده دیر به دیر به روز بشم و اینجا رو به خاموشی بره. یعنی زیاد تنها نیستم. از اون تنهایی ها که باعث میشه دست به نوشتن ببرم و بنویسم. یا بخونم. اگرچه خودم هم از این وضعیت زیاد راضی نیستم ولی چاره ای هم نیست. جدا آدم باید از تمام فرصت هاش استفاده کنه چون هیچ تضمینی در مورد آینده نیست.

نمی دونم قبلا در اینمورد نوشته بودم یا نه ولی دو دسته از آدم ها برام خیلی جالب هستن. دسته ای که همه چیز بر وفق مرادشون پیش میره و هر اراده ای که میکنن به زودی شرایطش براشون مهیا میشه و دست به هر چیزی که می زنن به قول معروف طلا میشه و مشکلی براشون پیش نمی یاد، بدون اینکه رنج و زحمت زیادی متحمل بشن، خیلی راحت ویزا میگیرن، خیلی راحت فلان می کنن و ... و دسته دیگه دسته ای که پشت سر هم بد بیاری می یارن. جای دور نمی رم تو دوستام از هر دو دسته رو سراغ دارم. در پرت، دوست ایرانی خوبی داشتم، که خیلی هوامو داشت. تقریبا با هم از ایران رفته بودیم. با هم تفریح می رفتیم و ... ، خانومش می دونست قرمه سبزی دوست دارم برام قرمه سبزی درست می کرد و خلاصه این زوج که هم سن وسال خومون هم بودن خیلی هوامو داشتن تا وقتی که رفتم ملبورن و دیگه ندیدمشون. دوستم زمینه شیمی داشت و قرار بود با یه استاد هندی در زمینه شیمی مخازن نفت کار کنه. استاده اونجا سر کارش گذاشت و متاسفانه هنوزه هنوز هیچ پیشرفتی روی پروژه ش نکرده. ملبورن که رفتم شنیدم دست خانومشو زنبور نیش زده و تا مدتی عفونت کرده بود. بعد دست خانومش شکست و کلی بنده خدا اونجا دوا درمون کرد شانس آورد که به پلاتین و غیره کشیده نشد. طوریکه دوستم حسابی خسته شده بود همش یه جوری می خواست فرار کنه و بیاد ایران. بیکاری، هزینه درمان بالا، عدم پیشرفت تو تزش و ... حسابی خسته و کلافش کرده بود. چند وقت پیش که باهاش چت می کردم گفت علی انشالله اردی بهشت میام ایران و شاید برای همیشه بمونم و دیگه بر نگردم. چند وقتی پیداش نبود، فکر کردم داره آماده برگشت میشه، تا امروز که برام آف گذاشته بود ... خانومش زمین خورده و کمرش آسیب دیده و چند هفته بستری بوده، حالا هم اصلا نمیتونه تکون بخوره، بدبیاری پشت بدبیاری. حالا پدرخانومش که باهاش میونه خوبی هم نداره داره میره اونجا. امیدوارم زودتر کاراش رو براه بشه برگرده. جدا نمی دونم حکمت در این تیپ موارد چیه؟ یکی رشد صعودی تو همه شاخه های زندگیش، یکی دیگه کاملا برعکس.

تقریبا نیمی از اسفند گذشت و همه در تکاپو. به قول مامانم آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی. یا حق.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٢/۱٤ - علی

نیکلاس نیکلبی

سلام. دیروز شبکه چهار فیلم زیبای نیکلاس نیکلبی را نشون داد. این فیلم بر اساس رمانی به همین اسم اثر چارلز دیکنز هست. این رمان که در اصل دست نوشته های دیکنز برای یک روزنامه هفتگی بوده، هنوز به فارسی ترجمه نشده. اگر قادر به تهیه دی وی دی اصل این فیلم هستید، خودتون رو از دیدن این فیلم محروم نکنید. تقریبا همه آثار دیکنز بینهایت زیبا هستند. اغلب این رمان ها که حال و هوای انگلستان در دهه شصت رو به نمایش گذاشتن، دارای محتوایی بسیار عالی هستند به طوریکه به نظر من یه فیلم نمی تونه تمام محتوا و ظرافتهای داستان رو نشون بده و خواندن داستان اصلی بسیار شیرینتر و جذاب تر هست. رمان های جنایت و مکافات، الیور توئیست و ... نیز از این دست هستن. به هرحال فیلم دیروز با تمام سانسور هایی که داشت باز هم جالب بود. یکی از نعمت هایی که ما تو ایران ازش محروم هستیم دیدن فیلم های زیبا، خواندن رمان های زیبا، شنیدن موسیقی های دلنشین و رفتن به کنسرت دلخواه، دیدن اجرای موسیقی های خیابونی و ... خیلی چیزهای دیگه هست. دست هایی هست که اجازه نمی ده ... . چند سال پیش هم فیلم زیبای آدل ه. رو دیدم. این فیلم که داستان واقعی دختر ویکتور هوگو ست فیلمی بسیار دیدنی و جذاب هست. استرالیا که بودم اغلب فیلم های زیبای تلویزیون رو می دیدم، مثل سریال جالبی که باز توصیه می کنم حتما دی وی دی اون رو ببینید، به اسم the best of youth. خوب تا بعد.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٢/٦ - علی

 

سلام. یه پست طولانی نوشتم که تو یه فرصت مناسب تکمیلش می کنم و نمایش می دم. شایدم نمایش ندم. نمی دونم. در مورد خودمه. روزهایی که بر من گذشتن. از سالها پیش تا کنون. فعلا هم که پرشین بلاگ حسابی گند زده و پته مته همه رو ریخته روی آب!

اما در مدتی که گذشت ... اگرچه تزمو بیست گرفتم، اما به دلیل برخی مشکلاتی که با دانشگاه دارم، هنوز دنبال فارغ التحصیلی نرفتم. دانشگاه محل خدمتم هم منتظر هستن تا تسویه حساب کنم و برم اونجا. منم از خدا خواسته. دقیقا روزی که دفاع داشتم، برادر دوست عزیزم بر اثر سکته قلبی متاسفانه فوت کرد. وحسابی حال من و دیگر دوستان گرفته شد. دور از جون، هم سن و سال خودمون بود و پسری بسیار خوب و خیر خواه. مسعود 6 سالی بود که ازدواج کرده بود و به قول داداشش، با خانومش لیلی و مجنون بودن. خوشبختانه بچه نداشتن. روز تشییع جنازه، مادر و خواهر و خانومش چه که نکردند. خیلی تاسف بار بود. این هم از این.

حسابی خیال رفتن به سرم زده و ... . فقط نگران مادرم هستم. نمی دونم کی ولی بالاخره می رم. مشکلات این طرف و چراغ سبزی که اونطرف نشونم می دن، حسابی وسوسم می کنه. هر چی خدا بخواد همونه.

این هفته هم قراره سور بدم. اول تصمیم داشتم با خانواده بگم، ولی دیدم به قول اصفهانی ها خرجم میشه، و فقط آقایون رو دعوت کردم.دو تا پروژه بروجرد گرفتم و مشغول طراحی اونها هستم. جمعه هم سفر یکروزه ای انشالله به بوشهر خواهم داشت برای بازدید و احتمالا قرارداد یه پروژه دیگه.

خوب بوی عید هم که میاد. همه حسابی مشغول جمع کردن و بعد هم خرج کردن پول هستن. چند روز پیش برای خرید به یه سوپری رفته بودم. خانمی ژنده پوش وایستاده بود و داشت با فروشنده جوون مغازه سر قیمت زعفرون چک و چونه میزد. خلاصه بگم دقت کردم دیدم دختر جوونی پشت یخچال مغازه نشسته، با دقت تو آینه کوچیکی که انتهای مغازه بود دیدم فروشنده مشغول ور رفتن با دختره هست و متوجه شدم دختره، دختر همون خانومه هست. از خودم بدم اومد، از مغازه زدم بیرون. مادری که از روی ناچاری فقط به خاطر نمی دونم یه بسته پنیر یا زعفرون یا هر کوفت و زهر مار دیگه ای دخترشو در اختیار ... . خریدمو از مغازه دیگه ای کردم و رفتم سراغ اتوبوس های بی آر تی، اتوبوسهایی که خودت باید بلیت داخل کیسه بندازی و دیگه راننده بهت نمیگه آقا بلیت بده. دقت کردم حتی یک نفر رو ندیدم که یه بلیت بیست تومنی ناقابل بندازه تو این کیسه ها! از اتوبوس که پیاده شدم، مابقی مسیر رو باید با تاکسی می رفتم. تا تو تاکسی نشستم راننده با صدای کلفتش گفت کرایه میشه 200 تومن. کرایه ای که هر شب من 150 تومن می دادم. نمی دونم چی بگم. کجا داریم می ریم. آخه چرا؟ با بیست تومن فقیر میشیم، با 50 تومن پولدار میشیم ... . به خدا فقط ادعا داریم. همیشه به دوستانم می گم، زندگی سالم داشتن خیلی هنره، اگر داریم مراقبش باشیم.بگذریم، خیال شیطنت دارم. می خوام یه کم سر به سر هم وبلاگی هام بزارم!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٢/٥ - علی

سرزمین‌های ناشناخته در کره زمین

تحقیقات دانشمندان و زمین‌شناسان در بررسی کره زمین نشان می‌دهد که هنوز مناطقی بر روی این کره خاکی وجود دارد که پای انسان به آنجا نرسیده است. در واقع سرزمین‌های کشف نشده‌ای که قبیله‌های بدوی در آنجا زندگی می‌کنند و به دور از هیاهوی زندگی مدرن، مشغول کار و فعالیت هستند براساس تحقیقات زمین‌شناسان و با استفاده از نرم‌افزار Google earth بیش از 100 قبیله که حدود  40هزار نفر می‌شوند در جاهایی از کره زمین زندگی‌ می‌کنند که هنوز آن مکان‌ها ناشناخته هستند و نامی از آنها روی نقشه جغرافیا وجود ندارد و مردمان این مناطق با دنیای بیرون خود ارتباطی برقرار نکرده و بی‌خبر از هرگونه پیشرفت و تکنولوژی به زندگی خود ادامه می‌دهند. آنچه می‌خوانید اطلاعاتی در مورد مناطق ناشناخته کره‌زمین است که به هیچ عنوان اثری از آن در جغرافیای جهان نیست.
1- کاسابولی، واقع در شمال هند با جنگلی مملو از درختان سر به فلک کشیده می‌باشد. این جنگل بر روی یک تپه واقع شده است. درختان بلوط، کاج و سرو این جنگل را پوشانده است. در این جنگل دورافتاده قبیله‌ای 1200 نفری زندگی می‌کنند که همچون انسان‌های نخستین همه لوازم و ابزار خود را از استخوان حیوانات از جمله اسب وحشی تهیه می‌کنند.2- کی‌لانگ، واقع در شمال‌شرقی هند و مرز بین هند و تبت است. به تصور هندیها، در این منطقه کوهستانی کسی ساکن نبوده و این منطقه متعلق به خدایان است اما اخیرا با بررسی زمین‌شناسان، گروهی از مردم بدوی در این کوه زندگی می‌کنند که به جای لباس پوشیدن بدن خود را رنگ می‌کنند.3- کوفری واقع در شمال هند، منطقه‌ای مملو از برف است و دارای کوهها و تپه‌هایی است که برای اسکی بسیار مناسب می‌باشد. در این منطقه عده‌ای به صورت اسکیمو زندگی می‌کنند که با لباس‌هایی از پوست حیوانات و در خانه‌های برفی زندگی می‌کنند.4- بارو، شمالی‌ترین منطقه آلاسکاست، در این منطقه حتی خاک هم یخ زده است.بارو در کنار ساحل اقیانوس منجمدشمالی واقع است. در این منطقه هیچ گیاهی نمی‌روید و سرما به 60 تا 70 درجه زیر صفر می‌رسد، اما قبیله‌ای مشتمل بر صد نفر در این منطقه پوشیده از یخ و برف زندگی‌ می‌کنند که تاکنون جز خودشان انسانی دیگر را ندیده‌اند.5- گرینلند، در این منطقه کوهی به نام گون‌یبورن وجود دارد که در بالاترین نقطه کوه که تصور نمی‌رود زندگی در آنجا جریان داشته باشدگروهی از انسان‌های اسکیمو زندگی می‌کنند.6- ماری، منطقه‌ای در قطب‌جنوب است که درجه هوای آنجا به قدری پایین است که محققان تاکنون تصور می‌کردند هیچ موجود زنده‌ای در آنجا زندگی نمی‌کند،‌ اما گروهی از انسان‌ها هستند که به دور از تمدن امروزی در آنجا سکنی گزیده‌اند.7- کینایور، منطقه‌ای در کوه‌های مرتفع هیمالیاست. در این منطقه زیبا که مملو از درختان سوزنی، گل‌های وحشی، ارکیده وحشی و نایاب می‌باشد، مردمانی از تیره تبتی و هندی‌ زندگی می‌کنند. این منطقه بکر و دست نخورده‌ تاکنون کشف نشده بود.8- بیابان قزاقستان، بیابانی به مساحت 50 هزارکیلومتر مربع در جمهوری قزاقستان در نزدیکی دریای آرال واقع شده. این بیابان روی نقشه‌ جغرافیا وجود ندارد و تنها توانسته‌اند از طریق Google earth یک تصویر ماهواره‌ای از آن دریافت کنند.9- غار تیتان، در دربی‌شایر انگلیس است. این غار 142 متر بلندی دارد و در اول ژانویه سال 1999 توسط یک غارنورد انگلیسی کشف شد. البته او و غارنوردان هنوز نتوانسته‌اند راهی برای رسیدن به اعماق این غار پیدا کنند.10- منطقه گرم، در جنگل‌های پاراگوئه در آمریکای جنوبی منطقه‌ای در حدود 100 کیلومتر وجود دارد که در آن انسان‌هایی زندگی می‌کنند که تا قبل از سال 2004 میلادی هرگز کسی آنها را ندیده بود زمانی‌که دانشمندان سعی در یافتن مکان‌های جدید گیاهان و گونه‌های جانوری جدید در دل جنگل‌های پاراگوئه کرده بودند به این گروه از انسان‌ها برخورد کردند. این منطقه درست در قلب آمریکای‌جنوبی و در مرز برزیل واقع شده است. این منطقه بسیار گرم می‌باشد و همه انسان‌های ساکن این منطقه، برهنه زندگی می‌کنند.
11- گنگ‌ خارپینسوم، مرتفع‌ترین کوه با 7 هزار و 541 متر می‌باشد، بلندترین مکانی که دست انسان تاکنون به آن نرسیده و این منطقه در رتبه اول لیست مناطق ناشناخته قرار گرفته است. کوهنوردان زیادی سعی در فتح این کوه داشتند اما نتوانستند، از سویی دولت به منظور حفظ آداب و سنت‌های محلی، فتح این قله را ممنوع کرده است.12- کوه نیاینکن تانگا، از 164 قله‌ تشکیل شده و تاکنون پای هیچ انسانی به آنجا نرسیده است.    ارتفاع این قلل 6 هزار متر به بالاست. در شمال این کوه یک دریاچه به نام «سالت» قرار دارد و دریاچه دیگری به نام «تام‌کو» که بلندترین دریاچه در جهان می‌باشد و ارتفاعش از زمین 4 کیلومتر و 176 متر است، وجود دارد.13- بیابان داناکیل، در شمال شرقی اتیوپی و در جنوب اریتره در محدوده جنوب دریای سرخ واقع شده است. این منطقه 100 متر از سطح دریا پایین‌تر است و زمین‌هایش نمکی می‌باشد و هیچ گیاهی در آنجا نمی‌روید. اما با تحقیقات دانشمندان، مشخص شد که گروهی از مردم بدوی در آنجا ساکن هستند.14- زاکاما، محلی در جنوب چاد قرار دارد. این منطقه 3000 کیلومتر مربع وسعت دارد که بخش کوچکی از آن ناشناخته مانده بود. در اینجا عده‌ای از مردم بدوی مشغول زندگی هستند. 15- خاجیار، شمالی‌ترین منطقه در مرز هند و کوه‌های هیمالیاست و همیشه مملو از برف می‌باشد. این منطقه بر روی یک تپه برفی با دمای 50 درجه زیرصفر واقع است!16- قره‌قوم، شنزاری سیاه در ترکمنستان که منطقه‌ای بیابانی است، البته در جاهایی که گیاه روییده باشد و آب وجود داشته باشد روستاهای متعددی به چشم می‌خورد، اما در قسمت کویری که هیچ گیاهی وجود ندارد انسان‌های بدوی زندگی می‌کنند که تاکنون از چشم همگان پنهان مانده بودند.        آنچه خواندید فهرستی از مکان‌هایی در زمین می‌باشد که پای انسان متمدن تاکنون به آن نرسیده است،‌ در واقع پایان دنیا این مکان‌هاست!    بر اساس تحقیقات اخیر که در محله علمی «نیوساینتیست» به چاپ رسیده، نشان می‌دهد که درحال حاضر بیش از صد قبیله و در مجموع حدود 40 هزار نفر آدم در مکان‌هایی زندگی می‌کنند که هنوز با بقیه دنیا تماس برقرار نکرده‌اند. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در این مکان‌های ناشناخته، بشر زندگی می‌کند.

(مطلب بالا رو از یکی از سایت های خبری عینا کپی کردم. علی)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱۱/٢٦ - علی

 

سلام دوستان خوبم. به زودي بر مي گردم با مطالب جديد!

ببخشيد كمي گرفتار هستم و فرصت و بيشتر حوصله براي نوشتن نداشتم. در ضمن هر كي شيريني مي خواد زودتر بياد بخوره. به قول بچه ها فعلا گرم هستم و ... . البته دوستانم در تهيه و تدارك گرفتن يه شام حسابي ازم هستن. تا خدا چي بخواد. با امنوئل عزيزم در تهيه و تدارك سفري هستم به كانادا. اگر خدا بخواد. ۴ ماه ديگه در هاليفكس كانادا سمينار تخصصي HF برگزار ميشه خيلي دوست دارم برم. ماه نوامبر هم در ايران ISRM برگزار ميشه. كه خيلي مشتاقم براي اين سمپوزيوم امنوئل بياد ايران. راستش دانشگاه خيلي خيلي اذيتم دارن مي كنند. به دلايلي كه بعدا بيشتر توضيح مي دم. اي كاش مي تونستم بال در بيارم و فرار كنم. خوب تا بعد. در ضمن به همه دوستان خوبم سر ميزنم. از مهسا خانم گرفته تا مابقي دوستان. يا حق.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱۱/٢٠ - علی

 

سلام. ديروز تموم شد. از ساعت ۱۶ تا ۲۱ طول كشيد. خيلي خيلي عالي بود. خدا رو شكر. مرسي كه دعا كرديد. بعدا بيشتر مي نويسم. فعلا باي.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱۱/٩ - علی

 

سلام دوستان خوبم. چند روزي براي شركت در يك كنفرانس به سفر رفته بودم. چيزي كمتر از دو هفته ديگه جلسه دفاع از تزم هست. بهمن 79 تا بهمن 86، دقيقا هفت سال از بهترين سالهاي عمرم صرف تحصيل در مقطع دكتري شد. و حالا ... . مي دونم كه برام دعا مي كنيد. ممنونم. دعوت از امنوئل قدري دير اتفاق افتاد و متاسفانه گرفتن ويزاي ايران براي آمريكائي ها، پروسه اي زمان بر و گاهي نشدني هست. به هرحال امنوئل به جلسه ما نخواهد رسيد. خودم، هم دوست داشتم باشه هم نباشه. باشه چون استادم بود و نباشه چون با ديدن اساتيد ايرانيم آبرو ريزي ميشد، ولي از استراليا يه نفر هست. نمي تونم تو مراسم محرم امسال شركت كنم. نمي دونم شايد روز عاشورا ... . به هرحال دلم اونجاست. خوب، تا بعد از دفاع انشاالله.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٠/٢٦ - علی

 

               ((آدم برفی))

ذهنی زمستانی لازم است

 تایخبندان و شاخه ی درختان کاج را ببینی

که زبر و زمخت شده اند از برف ها

زمان درازی باید سرما خورد

 تاسروهای کوهی را دید که از یخ آویز بسته

و صنوبرهای کهنه را در دور دست نگاه کرد

حالا خورشیدنیمه سرد

 و شما که نباید فکر کنید به غصه ی صدای زوزه ی باد در خش خش برگها

به صدای زمین

زمینی پر از این بادها که در برهوتش جاری اند

کسی در برف دارد می شنود

 او خود هیچ است و هیچی خود را نگاه می کند

هیچی را که نیست جایی

هیچی را که وجود دارد.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٠/۱۱ - علی

 

سلام. در شب سال نو ميلادي هستيم. سال 2007 تموم شد، در حاليكه مردم در سراسر اروپا و آمريكا سرگرم جشن سال نو هستن، با ترور خانم بي نظير بوتو توسط طالبان، پاكستان وارد مرحله ديگري از كشت و كشتار قومي و حزبي شد. بي نظير فرزند ذوالفقار علي بوتو، رهبر حزب مردم پاكستان چندي پيش در راولپندي ترور شد. نمي دونم چرا همه بدبختي و رنج ها و كشت و كشتار چندين سالي هست كه تو منطقه خاورميانه اتفاق مي افته. از ماجراي دارفور در سودان گرفته تا فلسطين، لبنان، يمن، عراق، ايران، افغانستان، پاكستان، كشمير و ... . اميدوارم تو سال جديد خبري از جنگ نه تنها در خاورميانه بلكه در سراسر دنيا نباشه.

برف زيبايي در اغلب نقاط ايران باريدن گرفته. قلب هايي به سپيدي برف داشته باشين.

آن روزها رفتند

آن روزهای برفی خاموش

کز پشت شیشه، در اتاق گرم

هر دم به بیرون خیره می گشتم

پاکیزه برف من چو کرکی نرم

آرام می بارید

بر نردبام کهنه چوبی

بر رشته ی سست طناب رخت

بر گیسوان کاج های پیر

و فکر می کردم به فردا، آه

فردا-

حجم سفید لیز

..........

گرمای کرسی خواب آور بود

من تند و بی پروا

دور از نگاه مادرم خط های باطل را

از مشق های کهنه ی خود پاک می کردم

چون برف می بارید

در باغچه می گشتم افسرده

در پای گلدان های خشک یاس

گنجشگ های مرده ام را خاک می کردم.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/۱٠/۱۱ - علی